تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
سختكوش و پرتلاش هستند و بي‌درنگ به وى ملحق خواهند شد و او پيش‌تر از ايشان آمده تا براى سفر [ و جهاد همراه علي ] آماده گردد . ( الجمل ، مفيد ، 144 ) خداوند جهاد را واجب ساخته و بزرگ شمرده است شيخ مفيد گويد : هنگامى كه علي ( عليه السلام ) از ذي‌قار به سوى بصره عزم حركت نمود ، پس از سپاس و ستايش خدا و درود بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : اما بعد ؛ خداوند جهاد را واجب ساخت و بزرگ شمرد و مايه يارى خود ساخت . به خدا سوگند ! نه دنيا و نه دين ، جز با جهاد اصلاح نمي‌شود . شيطان نيز حزب خود را گرد آورده و سپاهش را برانگيخته و فريبگرانه آنان را به اشتباه افكنده كه جهاد مي‌كنند ؛ اما امور روشن است و سره از ناسره جدا گشته است . به خدا سوگند ! آنان هيچ رفتار زشتى از من نديدند و ميان من و خودشان انصاف نورزيدند . حقى را طلب مي‌كنند كه خود ، رها ساخته‌اند و تاوان خونى را مي‌خواهند كه خود ، ريخته‌اند . حتى اگر من هم در اين كار با آنان شريك بودم ، ايشان سهم خود را دارند و اگر من در اين كار نقشى نداشتم و خودشان آن را انجام دادند ، پيامدش تنها از آنِ خودشان است . بزرگ‌ترين دليل آنان بر ضد خودشان است و من بر بصيرت خويش حركت مي‌كنم و دچار اشتباه نشده‌ام . آنان گروهى سركش هستند كه تب مرگشان بالا گرفته و همانند كودكى كه مويش بلند شده و خون به رگ‌هايش دويده و از مادرش كه او را از شير گرفته ، شير مىخواهد ، بيعتى را كه رها شده بود ، زنده كردند تا گمراهى به نهايت خود برسد . من از آن چه كردم ، عذرخواه نيستم و از رفتارم بيزارى نمي‌جويم . چه ناكام است دعوتگرى كه اگر از او پرسند به كه مي‌خواند و اجابت مي‌نمايد و امامش كيست و سنتش كدام است ، باطل از جاى خود دور گردد و زبانش از گفتن بازماند ! به خدا سوگند ! به‌يقين ، آن‌ها را شتابان بر سر حوضى مىبرم كه من ساقى آن هستم و از آن جا سيراب برنمىگردند و پس از آن هرگز آب گوارايى نمىچشند و من به حجت خدا بر آنان و عذر او در ميانشان خشنودم ؛ زيرا من آنان را به راه حق فرامىخوانم و براى ايشان برهان مىآورم . پس اگر توبه كنند و بپذيرند ، راه توبه باز و حق پذيرفتنى است و خداوند كفران نمىكند .