تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
از آن دورى گزين ! » مردم به سراى حاكم وارد شدند و به غارت دارايى ابوموسى پرداختند . اَشتر با كسانى كه اهل سراى حاكم را بيرون رانده بودند ، نزد آن مردم بازگشت و گفت : « من به ابوموسى مهلت داده‌ام . » پس مردم از آن اموال دست بازداشتند . آن‌گاه ، حسن ( عليه السلام ) بر فراز منبر رفت و پس از سپاس و ستايش خداوند و يادكرد از جدش پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) و درود بر وي ، از فضيلت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ياد نمود و او را شايسته‌تر از ديگران براى حكومت دانست و مخالفانش را گمراه شمرد . سپس فرود آمد . آن‌گاه ، عمار بر منبر رفت و خداى را سپاس و ستايش گفت و بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) درود فرستاد و گفت : « اى مردم ! هنگامى كه بيم ورزيديم از اين كه ديواره‌هاى اين دين فروريزد و پيكرش برهنه گردد ، به كار خود و دينمان نظر كرديم و علي ( عليه السلام ) را به خلافت برگزيديم و به امامت پسنديديم . او نيكو خليفه و ادب‌گرى است ؛ ادب‌گرى كه نياز به ادب آموختن ندارد و فقيهى كه نيازمند آموختن نيست و دلاورى كه هيچ كس انكارش نمي‌كند و در اسلام داراى چنان پيشينه‌اى است كه هيچ يك از مردم چنان پيشينه‌اى ندارد . گروهى از يارانش به وى حسادت ورزيدند و تجاوز نمودند و با وى به مخالفت برخاسته ، به سوى بصره روى نمودند . پس اى شمايان كه خدا رحمتتان نمايد ، به سوى آنان حركت نماييد . اگر شما با آنان ديدار كنيد و به دليل‌آورى پردازيد ، برايتان روشن مي‌شود كه ايشان ستمكارند . » آن‌گاه ، اَشتر برخاست و بر منبر رفت و پس از سپاس و ستايش خدا گفت : « اى مردم ! با گوش‌هايتان سخنم را بشنويد و با قلب‌هايتان آن را دريابيد . خداوند با اسلام بر شما نعمتى را ارزانى فرموده كه قدر آن را نمي‌توانيد ارزيابى كنيد و شكرش را نمي‌توانيد به جاى آوريد . شما با هم دشمن بوديد و قوي‌ترانتان ضعيف‌ترانتان را مي‌خوردند و اكثريتتان اقليت را غارت مي‌كردند . حرمت‌هاى خدا ميان شما دريده مي‌شد و راه‌هايتان بيم‌آلود بود . شرك‌ورزى در ميان شما فراوان بود و پيوندهاى خود را قطع كرده بوديد . صاحبان همه اديان ديگر بر شما چيرگى مي‌يافتند . آن‌گاه ، خداوند با محمد ( صلى الله عليه وآله ) بر شما منت نهاد و اين پراكندگى را به سامان آورد و پس از دشمني ، ميانتان دوستى پديدار ساخت و از
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 202 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )