ماجراى ازدواج زينب دختر جحش « * »
هديه خديجه عليها السّلام
حضرت خديجه يكى از بردگان خود به نام زيد بن حارثه را به همسرش رسول اكرم بخشيد ، تا امين و وفادار حضرت باشد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هديه همسر را پذيرفت و با خرسندى از وى تشكر كرد و زيد هم در خدمت رسول اللّه اميدوار و خوشحال به زندگى ادامه مىداد .
مدتى گذشت تا روزى گروهى از قبيله بنى حارثه از طائف به مكه آمدند و از آن حضرت خواستند تا زيد را بازخريد كرده و با خود ببرند . حضرت فرمود : اگر او به اين امر راضى باشد ، نيازى به خريد او نداريد ، مىتوانيد او را با خود ببريد .
چون زيد را حاضر كردند و قضيه را با وى در ميان نهادند ، گفت : من بردگى و بندگى محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را بر آزادى و همنشينى با شما ترجيح مىدهم ، و از آن پس مردم مكه او را زيد بن محمد ناميدند تا بر حرمت و تكريم او بيفزايند .
زيد جوان شد و به حد بلوغ رسيد . محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خواست تا همسرى شايستهتر از زنان عرب تزويج او نمايد تا در زندگى پشتيبان و تكيهگاه او باشد حضرت براى به
هامش
( * ) . اقتباس از سوره احزاب ؛ آيات : 36 و بعد از آن .