تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥

فتح مكّه

بسيج مسلمانان

آنگاه كه ظلمت شب بر طرف شد و سپيده صبح طلوع كرد ، قريش از خواب غفلت بيدار شدند و دريافتند كه چه خطاى بزرگى مرتكب شده‌اند ، بكر را عليه خزاعه يارى كردند ، به هم‌پيمان خود عليه هم‌پيمان ديگرى كمك كرده‌اند ، پس عاقبتى وخيم و سرانجامى مهلك در انتظار ماست . به زودى اين خبر چون نور خورشيد و جريان باد سير مىكند و به محمد و يارانش مىرسد و اين نقض پيمان و سوگند قريش ، آشوبى به پا مىكند و وسيله‌اى براى نفوذ و تهاجم مسلمانان فراهم مىسازد و در اين شرايط قريش آمادگى لازم براى جنگ را ندارند ، لذا سران قريش در خانه‌اى گرد آمدند و به تبادل نظر پرداختند تا راه فرجى براى گريز از اين خطا و پيمان‌شكنى بيابند و در اين شرايط وخيم ، عاقبت و سرانجام كار خود را بررسى كنند . در اين فضاى اضطراب و تشويش ، آراء و عقايد متعددى عرضه شد ، اما سرانجام همگى بر يك نظر اتفاق كردند تا شايد از اين مهلكه نجات يابند . آنها پيشنهاد دادند كه ابو سفيان كه سركرده قريش و برگزيده ايشان است ، به مدينه برود . او كسى است كه نزد مردم ارزش و اعتبارى دارد و بايد قبل از آنكه خبر نقض پيمان به محمد و يارانش