بتوانند از آبهاى ذخيره شدهء پشت سد استفاده كنند . بتدريج صدها سد و سيلبند در بيابانها و پاى كوههاى سيلآور ساخته شد ولى سد « مآرب » از همه محكمتر و مهمتر بود و بازده بيشترى داشت . شهر مآرب در انتهاى درهء وسيعى به سمت جنوب گسترده است ، ولى حدود آن بتدريج كم و محدودهء آن تنگتر مىشود و در نهايت بين دو كوه و به طرف مجراى سيلهايى كه از كوههاى سراة جارى مىگردد ، امتداد مىيابد .
در همين سرزمين پادشاهان صيد از دودمان سبأ سدى عظيم و استوار بنا كردند و در دو طرف آن دريچههايى منظم با اصول مهندسى براى آبرسانى ترتيب دادند ، و به اين وسيله آب فراوان در پشت سد ذخيره شد و اين سرزمين خشك و سوزان به كشتزارهايى سرسبز و باغهايى خرم مبدل گشت ، سنگهاى زبر و خشن با برگهاى لطيف و گلهاى رنگارنگ آراسته شد . بيابان و ريگزارهاى داغ به كشتزارهاى آباد تبديل و در ميان شنها قناتهاى پر آبى حفر شد . در اين سبزهزار پرندگان خوش الحان به عشق ميوههاى رسيده و گلهاى الوان به نغمهسرايى مشغول بودند .
سرزمين رفاه و آسايش ، و غفلت مردم
آنقدر درختان پربار و ميوه فراوان بود كه زنان و دختران زنبيل خود را بر سر مىگذاشتند و از وسط باغ عبور مىكردند و هنوز چند قدم برنداشته بودند كه زنبيل آنها از ميوه درختان پر مىشد . نعمت اين مردم روزافزون و خير و بركت ايشان فراوان بود تا جايى كه در اثر كثرت آمد و شد ، راهها آباد گشت و گروهى به تجارت و بازرگانى پرداختند و كاروانهاى بازرگانى به شام و حجاز گسيل داشتند و در كمال امنيت و اطمينان خاطر با اين دو كشور مبادلات تجارى برقرار كردند و در طول مسير ، هنوز يك يا دو منزل طى نكرده بودند كه به قريه و آبادى ديگرى مىرسيدند و خادمين وسايل استراحت را براى آنها فراهم مىكردند ، تا خستگى از تن بگيرند و با لذيذترين خوراكها و گواراترين نوشيدنيها ، پذيرايى شوند از همه مهمتر ايشان در طول مسير از امنيت و اطمينان كامل برخوردار بودند و به فضل و احسان خدا نعمتهاى گوناگون ، پىدرپى بر آنان جارى و سارى بود .