و اين موضوع با لشكركشى كوروش به غرب ايران و شكست كروزس پادشاه ليديا و تسلط بر آن سرزمين انطباق دارد .
5 ) ذو القرنين در سفر يا لشكركشى دوم خود به سمت شرق يا مشرق حركت كرده است ، و اين موضوع با لشكركشى كوروش به جنوب شرقى ( مكران و سيستان ) و شمال شرقى ( حدود بلخ ) انطباق دارد و ظن قوى اين است كه كوروش در اين سفر ، بلاد سند را هم فتح كرده است و ايرانيان ، سند را هند مىناميدهاند و از اين جهت در كتيبهء داريوش ، نام هند نيز در ميان نامهاى ممالك بيست و هشتگانهء مفتوحه ذكر شده است .
6 ) ذو القرنين قرآن با قومى وحشى مواجه شده است و اين با رفتن كوروش به سمت شمال و كوههاى قفقاز و نبرد با اقوام وحشى سكا كه به يك تعبير همان يأجوج و مأجوج هستند ، انطباق دارد . در اينجا كوروش اقوام وحشى را عقب راند و در معبر داريال كه تنها معبر آنان بوده است كه از آن راه به اقوام مجاور تعدى و تجاوز مىكردند ، سدى با آهن و مس مىسازد و شك نيست كه اين ديوار همان سدى است كه كوروش بنا نهاده است ، زيرا اوصافى كه قرآن درباره سد ذو القرنين بيان كرده كاملا بر آن منطبق است و در آثار باستانى ارامنه اين ديوار بهاگ گورايى ناميده شده كه معنى اين كلمه تنگه كوروش يا معبر كوروش است .
مولانا ابو الكلام آزاد اين اقوام وحشى تجاوزگر را اقوامى دانستهاند كه در هر منطقه به نامى خوانده شدهاند ؛ از جمله در نزد يونانيان ليت و در ازمنه اخير در اروپا آنها را ميگر ( مجار ) و در آسيا تاتار ناميدهاند . « 1 »
آيتالله مكارم شيرازى صاحب تفسير نمونه در تفسير آيات مربوط به ذو القرنين ضمن مقايسهاى كامل بين اوصاف ذو القرنين كه در قرآن آمده است و اوصاف كوروش به نظريات تاريخى در اين مورد نيز اشاره مىكند از جمله از قول هرودت مورخ يونانى مىنويسد « كوروش فرمان داد تا سپاهيانش جز به روى جنگجويان شمشير نكشند ، و هر سرباز دشمن كه نيزه خود را خم كند ، او را نكشند و لشكر كوروش فرمان او را اطاعت كردند به طورىكه توده ملت ، مصائب جنگ را احساس نكردند » .
هامش
( 1 ) . فصلنامه بينات 14 / 105 : استاد بهاء الدين خرمشاهى .