تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
جرم و گناهش اين بود كه مىگفت : حدود خدا را حفظ و از ظلم و ستم دورى كنيد و به حقيقت و اصل دين توجه و عمل كنيد ، در حفظ آن بكوشيد و در عمل به آن اخلاص داشته باشيد . سران يهود تصميم قتل او را گرفتند ، ولى چگونه مىتوانند چنين كارى را انجام دهند ، درحالىكه از مكان عيسى عليه السّلام اطلاعى ندارند و اگر درصدد جستجو برآيند بىشك او را نخواهند يافت ، پس اميدى در اين كار نيست لذا به وعده‌هاى دروغ و تطميع مردم پرداختند و گفتند : هركس عيسى را بياورد به پاداش بزرگى مىرسد . يهود جاسوسان خود را از هر سو به جستجوى عيسى روانه كردند و علاوه بر تطميع و ترغيب آنها ، خشم و غضب حكومت را نيز بر عليه عيسى برانگيختند و چنان وانمود كردند كه دعوت عيسى كاخ سلطنتى و رژيم حكومتى قيصر را تهديد به زوال مىكند . اجتماع رجال دينى يهود در بيت المقدس تشكيل شد و دربارهء نحوهء برخورد با عيسى به مذاكره پرداختند شايد به مكان او راه يابند و انتقام خود را از او بستانند و كينه درونى خود را فرونشانند ، در همين احوال كه ايشان در بيم و اميد بسر مىبردند و گاهى غم و نوميدى آنان را احاطه مىكرد و در كار خود حيران مىشدند و مىترسيدند كه دولت يهود نابود گردد و تخت قدرت و جاه و جلالشان فروريزد و مردم از دور آنان متفرق گردند ، يكى از پيروان عيسى ( يهودا ) مضطرب و نگران به جمع يهود شتافت و درحالىكه به دليل عذاب وجدان گامى به پيش و گامى پس برمىداشت ، بالاخره با ترس و وحشت ، زير گوش دربان مجلس گفت : من مطلب مهمى دارم كه بايد در اجتماع يهود و كنفرانس آنان بيان كنم .

خيانت به عيسى عليه السّلام

يهودا چون وارد كنفرانس شد اعضا را متوجه خود ساخت ، حاضرين از كار او خبر گرفتند و سبب حضور او را جويا شدند . يهودا مطلبى گفت كه اضطراب يهود را فرو نشاند و ترس آنان را بر طرف و قلبهاى آنان را مطمئن نمود . وى گفت : من از خروج