تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
حقيقت دين تشويق كند . آنان نعمت خدا را كفران كردند و قوم خود را به گمراهى كشيدند و دين را وسيله‌اى براى اندوختن ثروت و كسب درآمد قرار دادند تا بدين ترتيب زمام ملت و مملكت را در دست خود نگه دارند . آنگاه كه يهوديان در مقابل دعوت عيسى كه چون سيلى بنيان‌كن آنها را تهديد مىكرد ، واقع شدند و در مقابل حجت و برهان قاطع او تاب مقاومت نياوردند ، با تبليغات مسموم به سمپاشى عليه او پرداختند و توسط مأموران خود به انتشار خبر جادوگرى عيسى در بين مردم همت گماشتند و گفتند : عيسى ساحر است و معجزاتى كه ارائه مىدهد ، حاكى از اعمالى است كه شيطان به او تعليم مىدهد ، عيسى به دين يهود نيست و آيين ما را انجام نمىدهد ، او روز شنبه كه روز عيد و عبادت يهود است امور دنيوى را ترك نمىكند . سپس عيسى را متهم كردند كه از دين يهود خارج و به پيغمبر يهود كافر شده و دست از عقايد ايشان برداشته است . ولى اين‌گونه تبليغات دعوت عيسى عليه السّلام را مختل نكرد و تصميم او را تغيير نداد ، بلكه با شهامت و شجاعت به دعوت خود ادامه داد و رسالت خود را ابلاغ كرد چنان كه هر كلمه از سخنان عيسى همچون تيرى بود كه به جانب آنان پرتاب مىشود و صداى ملايم او مانند غريوى سهمگين آنان را مىآزرد و با انتشار و تكرار اين سخنان و افشاى حقايق ، مردم گروه‌گروه از گرد آنها متفرق مىشدند و بيم آن مىرفت سرچشمهء ثروت و منابع ارزاق ايشان متلاشى گردد . همين هشدار ، سران يهود را به مشورت و اخذ تصميم نهايى در مورد عيسى واداشت تا بدين‌وسيله فتنه را ريشه‌كن سازند و آتش درونى خود را فرونشانند . سرانجام تصميم گرفتند كه خون او را بريزند و نقشه قتل عيسى عليه السّلام را طرح كردند ، تا شايد دعوت او خاموش و حيات و سلطهء سران يهود حفظ شود .

نقشه قتل عيسى عليه السّلام توسط بنى اسرائيل

راستى تا چه حد از دين خدا جاهل و از صراط مستقيم دور بودند كه تصميم قتل عيسى را گرفتند ، پيغمبرى كه به كتاب يهود ايمان دارد و به دينشان اقرار مىكند و تنها