تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
مىگويد : « سوگند ياد كردند كه بامدادان ميوه‌ها را بچينند و هيچ استثنا نكردند . » « 1 » خدا از قصد سوء و عيب روح آنها آگاه و بر پيمان آنان در تضييع حق فقرا و درماندگان عالم بود ، لذا شبانگاه چنان بلايى به سوى باغ فرستاد كه درختها را چون خاكسترى سياه كرد و ميوه‌ها را بر روى زمين فاسد و تباه ساخت و باغ و بستان به يكباره نابود گشت . در سحرگاه فردا ، فرزندان پيرمرد چون به باغ رسيدند با تعجب و حيرت از يكديگر پرسيدند : آيا بوستان ما همين است ؟ ما كه ديروز باغ خود را با درختان پر برگ ، آبهاى جارى ، شكوفه‌هاى معطر و ميوه‌هاى رسيده رها كرديم و به منزل رفتيم ، گمان نمىكنيم كه اين باغ از ما باشد ، گويا بىخوابى تمركز حواس ما را ربوده و ما راه را گم كرده‌ايم . برادر مهربان گفت : شما راه را گم نكرده‌ايد همين باغ شما است . قبل از اينكه بينوايان را محروم سازيد ، خود محروم گشتيد و بدترين كيفر بخل و امساك خود را ديديد . مگر من به شما نگفتم خدا را ستايش و فرمان او را اطاعت كنيد . برادران وى گفتند : « پروردگار ما ( از ظلم ) منزه است و ما خود در حق خويش ستم كرديم ، سپس به سرزنش يكديگر پرداختند و گفتند : واى بر ما كه ما ياغى و سركش بوده‌ايم ( اينك به درگاه خود توبه كرده ) شايد پروردگارمان بهتر از اين باغ به ما عطا كند ، ما به خداى خود مشتاقيم . » « 2 » اما فرمان خدا صادر شده و تنها تأسف براى ايشان باقى مانده بود و بايد كيفر بخل و نافرمانى خود را بچشند « اين‌گونه است عذاب ( دنيا ) و البته عذاب آخرت بسيار شديدتر است . » « 3 »
هامش
( 1 ) . سوره قلم ؛ آيات : 17 و 18 . ( 2 ) . سورهء قلم ؛ آيات : 29 تا 32 . ( 3 ) . سوره قلم ؛ آيه : 33« كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ . . . »