تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣

باغداران « * »

بهره‌بردارى همگانى « 1 »

با طلوع خورشيد و وزش جانفزاى نسيم صبحگاهى ، پيرمرد باغبان با كمرى خميده و گامهايى آهسته و نفسى كه گذر ايام آن را به شماره انداخته بود به سمت بوستان خود حركت كرد و هنوز پيشانى خورشيد كاملا آشكار نشده بود كه پيرمرد در ضروان از مملكت يمن و نزديكى صنعاء با عصا در باغ خود را كوبيد و وارد آن شد . ميوه‌هاى باغ پيرمرد رسيده بود ، بوى گل و گياه به مشام مىرسيد ، اطراف باغ با درختهاى بلند محصور و بوته‌هاى رنگارنگ آن را زينت داده است ، آب گوارا و شيرين در جويهاى باغ روان است و نسيم ملايمى در زير درختان مىوزد و طراوتى دلپذير به باغ مىبخشد و در جاىجاى باغ شادابى و طراوت بهار احساس مىشود و چشم هر بيننده‌اى را مىنوازد . باغ پيرمرد سراسر پوشيده از درختان ميوه ، نخل و سبزيجات مختلف و محل مناسبى جهت استراحت مسافران و آسايش مردم است و مجالس بحث و گفتگو و پذيرايى و شب‌نشينى اهالى در آن برگزار مىشود و در آن بر همه مردم باز است .
هامش
( * ) . اقتباس از سوره قلم ؛ آيات : 17 تا 33 . ( 1 ) . به گفتهء ابن كثير ، اين داستان نيز مربوط به قوم بنى اسرائيل است .