تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
بوستان است چنان فروخشكد كه با هيچ تدبيرى برگشت آن امكان‌پذير نباشد و جستجوى آب در آن گرانتر از يافتن تخم سيمرغ باشد .

آه حسرت و اشك ندامت !

يهودا پند و اندرز خود را به پايان رسانيد و برادر خود را تنها گذاشت ، تا سرگرم باغ و بوستان و دلشاد شكوفه‌ها و صفاى آن باشد . يك روز صبح قطروس طبق عادت هميشگى به تاكستانهاى خود رفت تا از نسيم جانبخش ، هواى لطيف و سايه درختان مو استفاده كند ، ولى بعد از چند لحظه متوجه شد كه تاكستانش به صورت تلى از خاك و خاشاك درآمده و درختان آن خشكيده ، داربستها شكسته و چوبها بر زمين فروريخته است . غم و اندوه وجود قطروس را فرا گرفت و غصه گلويش را فشرد ، بدنش به حدى به لرزه افتاد كه نمىتوانست روى پا بايستد ، سستى او را احاطه كرد و بعد از دورانى سركشى و غرور از سر تضرع و زارى به زانو درآمد و از گذشته خود احساس پشيمانى و ندامت كرد و با حسرت و اندوه گفت : « اى كاش من هيچ چيز و هيچكس را براى پروردگار خود شريك قرار نداده بودم . » « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره كهف ؛ آيه : 42« . . . يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً » .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 281 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى