نصب كرد و فرمود :
ايّها النّاس من كنت مولاه فعلىّ مولاه .
و اين خبر در اطراف و اكناف منتشر شد .
نعمان بن حرث فهرى وقتى خبر غدير را شنيد به نزد رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت :
يا محمد ! ما را امر كردى بگوييم لا إله الّا اللَّه و انّ محمّداً رسول اللَّه . تو را اطاعت كرديم .
آن گاه دستور دادى جهاد و حج و نماز و زكات و روزه به جاى آوريم همه اينها را قبول كرديم ، ولى تو به اين همه راضى نشدى ، سپس اين غلام ( على بن ابى طالب عليه السّلام ) را به عنوان جانشين خود نصب كردى و گفتى :
من كنت مولاه فهذا مولاه .
امّا از تو سؤالى مىكنم . آيا اين كار از طرف توست يا از جانب خداى تو ؟
مصطفى صلى اللَّه عليه و آله دوباره تكرار فرمود : به آن خدايى كه غير او معبودى نيست انتخاب على عليه السّلام از جانب خداى بىهمتا بود .
نعمان از نزد رسول اللَّه بازگشت ، در حالى كه عصبانى و ناراضى بود و با خود مىگفت : خدايا اگر اين كار و نصب على عليه السّلام بر حق است . مرا طاقت پذيرش آن نيست از آسمان سنگى يا عذابى دردناك بر من بفرست .
بيدرنگ خداى جبّار سنگى آتشين بر سرش كوبيد و هلاكش كرد . آن گاه آيه
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ
. بر نبى صلى اللَّه عليه و آله نازل شد . « 1 » ( 1033 ) سفيان بن سعيد از منصور از ربعى و او از حذيفة بن يمان روايت كرده است :
وقتى نبى صلى اللَّه عليه و آله براى جانشينى على عليه السّلام در غدير خم فرمود : من كنت مولاه فهذا مولاه . نعمان بن منذر فهرى از جاى برخاست و گفت : يا محمد ! آيا اين انتصاب به دستور پروردگار است يا از جانب توست ؟
هامش
( 1 ) روايت 1031 / شواهد التنزيل ، از طريق شريح بن نعمان از سفيان بن عيينه از پدرش از على بن حسين عليه السّلام نقل شد و عين روايت 1030 / شواهد التنزيل را حكايت نمود .
و روايت 1032 / شواهد التنزيل از طريق جابر جعفى از محمد بن على نقل شد و به جاى نعمان بن حرث فهرى ، حارث بن عمرو فهرى ذكر شده و بقيه متن خبر با روايت 1030 / شواهد التنزيل يكى است .