( 1027 ) اعمش از مسلم بطين از سعيد بن جبير و او از ابن عبّاس نقل كرده است ، روزى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله به على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود :
يا علىّ ! انّ اللَّه امرنى ان ادنيك و لا اقصيك و ان احبّ من يحبّك ، و ان اعلّمك و تعى و حقّ على اللَّه ان تعى .
يا على ! خداى بزرگ به من فرمان داد ، تو را به خويشتن نزديك سازم و لحظهاى از خود دور نكنم ، دوستدار تو را دوست بدارم ، تو را علم و حكمت بياموزم تا گوش تو شنوا گردد ، و خداى توانا نيز چنين كرد و گوش تو را شنوا گردانيد .
پس خداى سبحان آيه شريفه
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
را نازل كرد .
آن گاه مصطفى صلى اللَّه عليه و آله خطاب به على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود : يا على ! از پروردگارم خواستم ، گوش تو را از گوشهاى شنوا و
أُذُنٌ واعِيَةٌ
قرار دهد .
از آن پس على عليه السّلام پيوسته مىگفت :
ما سمعت اذناى شيئاً من الخير و العلم و القرآن الّا وعيته و حفظته .
يعنى پس از نزول آيه شريفه و دعاى خير مصطفى صلى اللَّه عليه و آله در حقّ من ، هر چيزى از خير و علم و قرآن به سمع و اذن من اصابت كرد همه را ضبط و ثبت كردم و هرگز فراموش نكردم .
[ 181 ]
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ
. ( معارج / 2 - 1 ) پرسندهاى از عذاب واقعشوندهاى پرسيد كه اختصاص به كافران دارد ( و ) آن را بازدارندهاى نيست .
( 1030 ) سفيان بن عيينه از جعفر بن محمد عليهما السّلام و او از پدرش روايت كرد ؛ على عليه السّلام « 1 » حكايت كرد ، وقتى در روز غدير خم ، رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله مرا به جانشينى
هامش
( 1 ) بايد على بن حسين عليه السّلام باشد .