تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
اگر مردى به زنش چنين مىگفت تا آخر بر او حرام مىشد . پس مرد پشيمان شد و به همسرش گفت : دين اسلام براى ما آمده است ، خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برو و سؤال كن ، آن زن خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و عرض كرد : پدر و مادرم به فداى تو ، اوس فرزند صامت همسر ، پدر بچّه‌ها و پسر عموى من است ، به من گفته است : « أنت على كظهر امّى » و ما در جاهليّت ظهار را موجب تحريم همسر مىدانستيم و خداوند اكنون به سبب تو اسلام را به ما داده است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى زن نمىبينم جز اينكه تو بر همسرت حرام شده‌اى . دوباره زن سخن اوّل را تكرار كرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز همان تحريم را تكرار كرد و فرمود : در كار تو به چيز خاصّى مأمور نشده‌ام . و آن زن همچنان خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفت و آمد مىكرد و سؤال خود را تكرار مىنمود و هر بار كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جواب تحريم مىداد آن زن به سر و رويش مىزد و ناله مىكرد و مىگفت : شكايت درماندگى و حاجت و سختى حالم را به خدا مىبرم ، بار خدايا بر زبان پيامبرت آيه‌اى نازل فرما ، اين مورد اوّلين ظهار در اسلام بود كه آيات دراين‌باره نازل شد . رسول خدا به آن زن فرمود همسرت را صدا كن ، او همسرش را به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دعوت نمود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين آيه‌ها را تلاوت نمود تا قول خدا :
وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 1 »
الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ
هامش
( 1 ) تفسير جامع جلد 7 ص 80 - 81 و تفسير على بن ابراهيم قمى