حساب و جزا نشر گردد .
وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ
و آنگاه كه آسمان از جاى خودش زائل شود .
وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ
و آن هنگام كه جهنّم آتش برافروزد تا شدّت آن فزونى يابد .
وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ
و آنگاه كه بهشت بر اهل بهشت نزديك شود تا در آن داخل گردند ، يا نزديك مىشود تا مؤمنين آن را ببينند و خوشحالى آنان افزون شود .
عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ
نفس در معناى جنس روان بشرى است كه در همه افراد حاصل است ، مانند اين گفتار كه مىگويند :
« تمرة خير من جرادة » و لفظ « ما » استفهاميّه است كه عمل فعل نسبت به آن معلّق است .
يا لفظ « ما » موصوله است يا مقصود از نفس اشاره به يك فرد عظيم و بزرگ در مجهول بودن و نكره بودن است كه شناساندن آن ممكن نيست و آن نفس دوّم است ( كه منشأ نفس فردى است ) .
فَلا أُقْسِمُ
لفظ « لا » زايده ، يا جوابيّه ، يا نافيه است و معناى آن اين است كه من سوگند ياد نمىكنم ، چون احتياج به سوگند نيست ، زيرا مورد قسم و سوگند واضح است .
بِالْخُنَّسِ
لفظ « خنّس » همهى ستارگان يا خصوص ستارگان سيّار است ، يا ستارگان پنجگانهى سيّار غير از نيّرين مىباشد و خنوس ستارگان عبارت از غايب شدن آنها زير افق يا زير نور خورشيد است .
الْجَوارِ
ستارگان سيّارات همانند جارى شدن كشتىها در