و مقصود از هنگام تكوير خورشيد وقت مرگ و ظهور آثار آخرت ، يا وقت قيامت كبرى است .
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
و هنگامى كه ستارگان با از بين رفتن روشناييشان تيره و تار شوند .
وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ
و هنگامى كه كوهها روانه شوند و آن از بين رفتن و پراكنده شدن و سير كردن در اطراف و زمينهاست ، زيرا طبق آيه تو كوهها را مىبينى و خيال مىكنى آنها جامد و ساكن هستند در حالى كه چون ابرها در حركتند ، يعنى ، با تجدّد در جوهر خودشان در گردش هستند و همچنين است حال كوههاى انيّتها .
وَ إِذَا الْعِشارُ
لفظ « عشار » جمع « عشراء » است و آن شترى است كه ده ماه از حملش گذشته باشد و بعد از وضع حمل به اين نام ناميده مىشود و آن نفيسترين و گرانبهاترين مال نزد عرب است .
عُطِّلَتْ
آنگاه كه آن شتران بدون صاحب و مهمل گذاشته شوند « 1 » .
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
و هنگامى كه وحوش عالم صغير هنگام مرگ و وجودش عالم كبير در قيامت گرد هم آيند .
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ
« سجّر التّنور » ، يعنى ، تنور را گرم كرد و نهر را پر كرد و آب را در حلق او ريخت .
و « مسجود » به معناى درياست و تسجير آب يعنى تفجير آب .
در معناى آيه گفته شده : هنگامى كه دريا شورش را بر شيرينش بفرستد و شيرينيش را بر شورش ، تا پر شود .
هامش
( 1 ) مىتواند شتر تن انسان هم تعبير شود .