سخن هيچ كاهنى نيست ، چه اندك پند مىگيريد .
و فروفرستادهاى از سوى پروردگار جهانيان است .
و اگر بر ما سخنانى مىبست .
دست راستش را مىگرفتيم .
سپس شاهرگش را قطع مىكرديم .
و هيچ يك از شما مدافع او نبود .
و آن پندآموزى براى پرهيزگاران است .
و ما به يقين مىدانيم كه از ميان شما تكذيبكنندگانى هستند .
و آن [ پيام ] ، مايهى حسرتى بر كافران است .
و آن [ پيام ] ، حق اليقين است .
پس به نام پروردگارت كه بزرگ است ، تسبيح گوى .
تفسير
الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ
لفظ « الحاقّة » از « حقّ » يعنى واجب يا ثابت شد .
يا از « حقّ يحقّ » از باب « نصر » از « حاققته ، فحققته احقّه » از مغالبه و غلبه كردن .
به هر معنا گرفته شود ، ناميدن قيامت به « حاقّه » از آن جهت است كه قيامت محقّق و ثابت است يا از باب اين است كه قيامت بر كافرين غلبه مىكند و آنان را باطل مىسازد يا از باب اين است كه امور در قيامت حقّ است و حقّ در قيامت ثابت مىشود ، باطل در آنجا باطل مىشود و در نتيجه جمله از قبيل وصف به حال متعلّق موصوف مىباشد ، استفهام از قيامت و آوردن اسم ظاهر به جاى ضمير براى بزرگداشت و برانگيختن تعجّب مىباشد .
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ
انكار دانستن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با استفهام انكارى كه دلالت بر مبالغه مىكند ، آوردن اسم ظاهر به جاى ضمير ، آوردن استفهام ، همهى اينها دلالت بر بزرگداشت و تفخيم مىكند .