بازوى على عليه السّلام را گرفت و او را بلند كرد و فرمود : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه » كه در آن هنگام كفّار به همديگر مىگفتند : به چشمان او نگاه كنيد كه چگونه مىچرخد ، گويى دو چشم ديوانه است .
و بعضى گفتهاند : دربارهى چشم زخم نازل شده است ، چون روايت شده كه در بنى اسد كسانى بودند كه چشم مىزدند و بعضى مىخواستند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را چشم بزنند .
و در روايت آمده است : چشم بد مرد را داخل قبر و شتر را داخل ديگ مىكند .
روايت شده كه امام صادق عليه السّلام به مسجد غدير مرور نمود ، پس نگاه به سمت چپ مسجد كرد و فرمود : آنجا جاى پاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » سپس به جانب ديگر نظر افكند و فرمود : آنجا خيمهى فلان و فلان و سالم مولى حذيفه و ابى عبيدة الجرّاح مىباشد .
پس هنگامى كه ديدند آن حضرت دستش را بلند كرده بعضى از آنان به بعضى ديگر گفتند : به چشمان او نگاه كنيد كه چگونه مىچرخد گويى كه دو چشم ديوانه است . پس در اين موقع جبرئيل عليه السّلام نازل شد و اين آيه را آورد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٧٧