تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
مُثْقَلُونَ ( 46 ) أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ( 47 ) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ ( 48 ) لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ ( 49 ) فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ( 50 ) وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ( 51 ) وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ( 52 )

ترجمه :

( 68 / 52 - 1 ) ن نون ، سوگند به قلم و آنچه نويسند . تو - به لطف پروردگارت - ديوانه نيستى . و تو را پاداشى ناكاسته [ بىمنّت ] است . و تو داراى اخلاق بسيار بزرگوارانه‌اى هستى . زودا كه بنگرى و بنگرند . كه كدام يك از شما ديوانه‌ايد . بىگمان پروردگارت داناتر است به كسانى كه از راه او به در افتاده‌اند و همو به رهيافتگان داناتر است . پس از منكران اطاعت مكن . خوش دارند كه با آنان سازگارى كنى تا با تو سازگارى كنند . و از هيچ بيهوده - سوگند خوار بىمقدارى اطاعت كن . عيب‌جوى روانه در پى سخن‌چينى . بازدارنده از نيكى ، تجاوزگر گناهكار . درشت‌خوى و بعد از اين‌همه ، ناپاك‌زاد . به خاطر آنكه مال‌دار است و صاحب پسران . چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد افسانه‌هاى پيشينيان است . زودا كه بر بينى [ او ] نشانه‌اى بگذاريم . ما آنان را آزموده‌ايم ، همچنان‌كه باغداران را هم آزموده‌ايم ، آنگاه كه سوگند خوردند كه صبحگاهان ميوه‌هاى آن را بازچينند . و ان شاء اللّه نگفتند . سپس بلايى شبانه از جانب پروردگارت ، در حالى كه ايشان خفته بودند ، بر آن زد . و مانند خاكستر سياه شد ، [ آنان بىخبر ] صبحگاهان همديگر را فراخواندند . كه اگر ميوه چين هستيد ، پگاه به سراغ كشتزارتان برويد . سپس رهسپار شدند ، در حالى كه آهسته با همديگر سخن مىگفتند . كه مبادا بينوايى به آنجا بر شما وارد شود . بامدادان در حالى كه بر منع [ مستمندان ] توانا بودند ، رهسپار شدند . و چون آن [ باغ سياه سوخته ] را ديدند [ تكان خوردند و ] گفتند