آن و امتثال امر خداست بدون آن كه به فايده و غايت امر و امتثال آن براى نفس توجّه و نظر شود و اين معنا منافات با جديّت و كوشش در كسب يا عبادت اخروى ندارد ، چنانچه بعضى گمان كردهاند .
فَهُوَ حَسْبُهُ
پس خدا او را كفايت كند ، چون علم و قدرت و احاطهى او كامل است .
إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ
خداوند امرش را به آخر مىرساند ، بدون آن كه مانعى از آن منع كند و بدون آن كه از آن عاجز باشد .
قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
خدا بر هر چيزى قدر و اندازهاى قرار داشته است .
جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : پس چگونه است كه مهمّات توكّلكنندگان بر خدا كفايت نمىشود ؟
پس فرمود : براى هر چيزى اندازهى معيّنى در عالم تقدير قرار داد ، يا اندازهاى قرار داد كه از آن تجاوز نمىشود و لذا در كفايت كردن امور متوكّلين بر خدا تعجيل نمىشود و ممكن است اين آيه نيز تعليل امر به توكّل باشد .
وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ
زنانى كه از حيض شدن مأيوس شدند ، بدين گونه كه خون حيض از آنان به علّت مرض يا حمل يا بالا بودن سن قطع شده باشد و ليكن پنجاه يا شصتساله نشدهاند ، يا رسيدن به آن سن مشكوك باشد و امّا كسانى كه به سبب رسيدن به پنجاه يا شصت سالگى خون حيض نمىبينند ديگر لازم نيست بعد از جدا شدن سه ماه صبر كنند و اصلا عدّهى طلاق ندارند و لذا فرمود :
إِنِ ارْتَبْتُمْ
اگر در بلوغ آنها به سنّ كسانى كه حيض نمىبينند شك كرديد .