بدان كه قول در اينجا اعمّ از قول زبانى و قول نفسانى يعنى اعتقاد قلبى است .
ولى خطورات ذهنى و خيالات كه در قلوب مردم جريان دارد بدون تصميم و اراده قطعى قول ناميده نمىشود ، بلكه خطورات و خيالات از جانب شيطان يا ملائكه بر آنها وارد مىشود ، پس آنها اقوال شيطان يا ملائكه است .
و اين قول اعم است از آنكه در احكام الهى باشد ، بدين گونه كه انسان به نحو افتا يا تقليد حكمى از احكام را بگويد و عمل نكند ، يا در امر به معروف و نهى از منكر باشد .
بدين گونه كه ديگرى را امر و نهى كند و خود به آن پايبند نباشد ، يا در مواعظ و نصايح باشد يعنى موعظه و نصيحت به چيزى نمايد كه خودش عمل به آن نكند .
و به اوّلى و دوّمى مجتهدين گرفتار شدند كه خود را براى بيان احكام بندگان نصب نمودند و به سوّمى قصّهگوها و وعّاظ ، اگر چه بيشتر مردم خالى از آن سه وجه نيستند ، نسبت به زير دستانشان .
و همچنين آن قول شامل مواعيد و عقود و بيعت اسلامى و ايمانى مىشود .
چه از امام صادق عليه السّلام وارد شده وعده دادن مؤمن به برادرش نذرى است كه كفّاره ندارد .
پس كسى كه خلف وعده كند ابتدا خلف خدا كرده و متعرّض خشم او شده است و اين است معناى قول خداى تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
تا آخر هر دو آيه » از على عليه السّلام آمده است : خلف وعده موجب خشم نزد مردم