چيزى ، حقّا كه وعدهء خداى حقّ است و مه مغرور كناد « 1 » شما را زندگانى اين جهان ، و مه فريبنده كناد شما را بخداى فريبنده « 2 »
34 - كه خداى عزّ و جلّ است كه نزديك اوست دانش رستخيز ، و فرو فرستد باران ، و داند آنچه اندر رحمها است ، « 3 » و نه داند تنى آنچه كند « 4 » فردا ، و نه داند هيچ تنى كه بكدام زمين ميرد ، حقّا كه خداى داناست و آگاه به كار خلقان
حديث لقمان با پسرش « 5 »
امّا ايزد تبارك و تعالى بدين سورة اندر حديث لقمن كرده است « 6 » و پند دادن وى پسرش را و اين عظهء وى بواضح اندر بگفته آمده است ، و لكن لقمن مردى بود حكيم و خداى عزّ و جلّ او را حكمت داده بود چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ
. « 7 » و اين لقمان مردى بود حكيم و بروزگار داود پيغامبر عليه السّلم بود ، و مردى بود سياه و ازان گاه كه بود مولا بود . « 8 » و از پيغامبرى داود عليه السّلم ده سال « 9 » گذشته بود كه خداى عزّ و جلّ لقمن را حكمت داده بود ، و سى سال در صحبت داود عليه السّلم بود . « 10 » و از پس داود عليه السّلم تا بعهد يونس بن متى عليه السّلم بزيست . و داود عليه السّلم را از حكمت
هامش
( 1 ) مه فريباد . ( بو ) - تا نفريبدا شما را . ( آ ) - مفريباند . ( صو )
( 2 ) و نفريباند شما را بخداى فريبها . ( آ ) - و مه فريباناد شما را بخداى ديو فريبنده . ( بو ) - و مفريباند شما را بخداى ديو فريبنده . ( صو )
( 3 ) زهدانها است . ( بو . صو )
( 4 ) كه چه چيز كند . ( بو . صو ) - كه چه سازد . ( آ )
( 5 ) حديث لقمان . ( آ ) - ترجمهء سورهء لقمن . ( بو )
( 6 ) ياد كرده است . ( بو . صو )
( 7 ) سورة لقمان 12
( 8 ) سياه و بر روى زخم آبله داشت و مولا بود . ( بو )
( 9 ) ده روز . ( آ )
( 10 ) و با داود سى سال بود بيكجاى . ( بو )