5 - تدبير همى كند كار و فرمان از آسمان سوى زمين ، پس بر شود « 1 » سوى او ، اندر روزى كه باشد مقدار او « 2 » هزار سال از آنچه مى « 3 » شمريد
6 - اوست داناى پنهانى و آشكارا بىهمتا و مهربان
7 - آنك نيكو كرد همه چيزى را آفريدن آن « 4 » و آغاز كرد آفريدن مردم يعنى آدم از گل
8 - پس كرد فرزندان او را از منى « 5 » از آبى سست
9 - پس تمام كرد او را « 6 » و اندر دميد اندرو از روح خويش ، « 7 » و كرد شما را شنوا و بينا و دلها ، « 8 » و اندكىاند آنچه شكر همى كنند « 9 »
10 - و گفتند : آن گاه كه گم شويم اندر زمين ما باشيم آفريدن نو ؟
نه ، كه « 10 » ايشان بديدار خداوندشان كافراناند
11 - بگو كه : بميراند شما را فريشتهء مرگ آنك موكّل كرده است بر شما ، « 11 » پس سوى خداوند شما برگردانند شما را
12 - و اگر بينى كه كافران پيش او كنده باشند سرهاى ايشان « 12 »
هامش
( 1 ) باز بر رود يعنى فريشتگان . ( بو . صو )
( 2 ) اندازهء او . ( صو . آ ) - مقدار وى . ( بو )
( 3 ) از آنچه شما همى . ( بو )
( 4 ) سخت گيرندهء بخشاينده . آنك استوار كرد و نيكو كرد هر چيزى را آفرينش وى . ( بو )
( 5 ) از گلى نرم . ( آ ) - از آبى بيرون آورده . ( بو ) سلالة .
( 6 ) باز راست گردانيدش . ( بو ) - باز راست كردش . ( صو )
( 7 ) از روح خويش و اين اضافت ملكست چه همه آن ويست .
( بو ) از جان خويش . ( صو )
( 8 ) و بكرد شما را شنوايى و بينايى و دلها . ( صو . آ )
( 9 ) اندكى همى سپاس داريد . ( بو )
( 10 ) همى ما باشيم اندر آفرينشى نو .
نك . ( آ ) - ما را هرگز نيافرينند نو ، نى كه . ( بو )
( 11 ) جان برگيرد شما را عزرايل آنكه گماشته آمد بشما . ( آ ) - بميراند شما را فريشتهء مرگ آنك گماشتهاند بر شما . ( بو )
( 12 ) و گر بينى يا محمد چون گناهكاران فرو افكنده باشند سرهاى خويش . ( بو )