تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1276

مساهمون:

ص١٢٧٦

[ قصّهء موسى عليه السّلم ]

« 1 » امّا اين آيت كه خداى عزّ و جلّ همى گويد :
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ ، قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ
. « 2 » اين قصّهء موسى بن عمران است عليه السّلم ، بدان وقت كه از مصر برفت ، و از بهر آن كه آن مرد قبطى كه از قومان « 3 » فرعون بود بر دست وى كشته شد ، و او بگريخت ، و فرعون فرموده بود كه موسى عليه السّلم را بگيرند و به بدل وى بازكشند « 4 » و خربيل درودگر كه تابوت موسى عليه السّلم او كرده بود « 5 » او موسى عليه السّلم را آگاه كرد ، و گفت يا موسى :
إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
. « 6 » گفت يا موسى اين قبطيان ترا همى جويند كه ترا بكشند بايد كه ازين شهر بيرون شوى و من ترا همى نصيحت كنم . پس چون موسى عليه السّلم اين سخن بشنيد همانگاه از مصر بيرون رفت و هيچ راه به هيچ جاى نمىدانست ، و هم چنان روى ببيابان اندر نهاد ، و از خداى عزّ و جلّ اندر خواست تا او را راه نمايد . و خداى عزّ و جلّ فريشته‌اى بفرستاد به صورت آدمى تا او را راه نمود تا بمدين رفت ، آنجا « 7 » كه خانه شعيب پيغامبر عليه السّلم بود . پس چون موسى عليه السّلم بدان صحراى شهر مدين رسيد بسر چاهى برسيد ، و جماعتى را ديد كه بر سر آن چاه ايستاده بودند ، و مردمان
هامش
( 1 ) قصهء موسى عليه السّلم . ( آ ) - قصهء زن كردن و پيغامبرى دادن فرا موسى . ( بو ) و در نسخهء متن چنين عنوان‌هايى نيست . ( 2 ) القصص 22 . ( 3 ) گروهان . ( بو . آ ) ( 4 ) فرعون بفرمود كه هر كجا موسى را بيابيد بگيريد و ببدل آن قبطى باز كشيد . ( بو . آ ) ( 5 ) وى كرده بود . ( بو . صو ) - او تراشيده بود . ( آ ) ( 6 ) القصص 20 ( 7 ) و او را راه مدين بنمود تا آنجا . ( بو . آ )