تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1258

مساهمون:

ص١٢٥٨
و پريان ، كه اگر ديوان و پريان غيب دانستندى بدانستند كه سليمان يك سالست تا نمانده است ، و آنچه چندان رنج و سختى از بيم سليمان بر خود ننهادندى و اندران سختى نبودندى . پس آدميان ندانستند كه سليمان عليه السّلم از كى باز از دنيا برفته است ، فرزانگان گرد آمدند و آن مورچه هم چنان بران چوب رها كردند تا همى خورد و حساب آن بر مىگرفتند و بمدّت يك سال آن تمام بخورد ، پس بدانستند كه سليمان عليه السّلم مدت يك سال گذشته است تا فرمان يافته و روح تسليم كرده . اكنون « 1 » هر كجا آن مورچه سپيد چوبها بخورد گل را بدانجايگاه اندر آكند ، و آن آب و گل ديوان ايشان را برند تا رستاخيز ، شكر آن را كه آن مورچه ايشان را از عذاب و رنج و سختى باز خريد ، و ازان رنجشان برهانيد . و اگر نه آن مورچه اندر ميان آن چوب آب و گل از كجا آورد . پس چون سليمان عليه السّلم را چنان مرده يافتند آدميان گرد آمدند و خواستند كه او را دفن كنند . « 2 » پس ديوان و پريان گرد آمدند و سليمان عليه السّلم را برداشتند هم چنان با تخت آراسته برداشتند و او را بدرياى قلزم بردند ، و آن بزرگ‌ترين همه درياهاست و اندر ميان آن در ، جزيره‌ايست از سنگ خارا . پس آنجايگاه بر مثال كوشكى بدان سنگ اندر بكندند ، « 3 » و او را آن چنان بر تخت در آن كوشك بنهادند . و اكنون سليمان عليه السّلم با آن تخت ملك و با آن انگشترى كه خاتم
هامش
( 1 ) از كى باز مرده است آن مورچه را هم چنان دست باز داشتند تا آن چوب همى خورد . پس قياس كردند كه آن عصا به چند روز خورده است مر ايشان را پديدار آمد كه سليمان از يك سال باز مرده است . اكنون . ( آ . صو ) ( 2 ) بگور كنند . ( آ . بو ) ( 3 ) خاره ، پس آنجا به سنگ اندر چون كوشكى بكندند . ( بو )