تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1257

مساهمون:

ص١٢٥٧
تمام نكند چنان كه بايد . پس گفت « 1 » كه يا ربّ اگر مرا جان بستانى از خلقان پنهان دار تا ديوان اين مسجد را تمام كنند بعمارت چنان كه مىبايد ؛ و حق تعالى آن دعاى وى اجابت كرد ، يكى از بهر آن كه تا آن مسجد تمام شود ، و دوّم از بهر آن كه پريان آدميان را گفته بودند كه ما غيب مىدانيم ، خداى تبارك و تعالى خواست كه ايشان را دروغ زن كند . پس چون سليمان عليه السّلم را زندگانى سپرى شد اندر نماز بود و عصا به دو دست « 2 » گرفته بود ، و سينه بر وى نهاده ، و آن چنان بماند تا مدّت يك سال بگذشت . و هر آن وقت كه او اندر نماز بودى تنها ، هيچ كس را « 3 » ياراى آن نبودى كه پيش وى رفتى و آن روز كه سليمان عليه السّلام فرمان يافت اين مورچه اسپيد كه آن را ترده خوانند آن عصاى سليمان عليه السّلم به خوردن گرفت ، « 4 » و آن عصا پهن بود و مورچه يكى بود و بسيارى نتوانستى خوردن . پس چون يك سال برآمد ، ديوان آن مسجد بيت المقدس را تمام كرده بودند « 5 » و آن عصا بشكست ، و سليمان عليه السّلم بيوفتاد . و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ
. « 6 » گفتا چون سليمان بيفتاد آدميان را پيدا شد دروغ زنى ديوان
هامش
( 1 ) اگر وى بميرد آن مسجد آبادان نماند ويران شود گفت . ( بو ) ( 2 ) اندر نماز ايستاده بود و عصا بدست . ( بو ) ( 3 ) كلمهء « زهره » بخطى ديگر بالاى سطر است : هيچ كس را زهره و ياراى آن . . . ( 4 ) و آن روز كه جان از سليمان عليه السلم جدا شد خداى عز و جل اين مورچهء سپيد را بفرستاد تا آن عصا كه سليمان بر آن چسفيده بود به خوردن گرفت و هر روزى لختى همى خوردى . ( بو ) ( 5 ) آن مزكت تمام كردند . ( آ ) ( 6 ) سبا 14