تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1261

مساهمون:

ص١٢٦١
و سپاه ايشان را از ايشان آنچه بودند همى ترسيدند 7 - و وحى كرديم مادر موسى را كه شير ده او را ، چون بترسى بر او ، و اندر او كن او را اندر دريا ، و مه ترس و مه تيمار دار ، كه ما باز آوريم او را سوى تو ، و كنيم او را از پيغامبران 8 - و برگرفت او را كسهاى فرعون تا باشد ايشان را دشمنى و اندوهى ، « 1 » حقّا كه فرعون و هامان و سپاه ايشان هر دو بودند گناه كاران 9 - و گفت زن فرعون « 2 » كه روشنايى چشم است مرا و ترا ، مه كش او را باشد « 3 » كه منفعت كند ما را يا بگيريم او را بفرزندى ، و ايشان ندانستند . 10 - و كردند « 4 » دل مادر موسى پرداخته كه خواست كه پيدا كند آن را اگر نه آن بودى كه ببستيم بر دل او تا باشد از مؤمنان 11 - و گفت خواهر او را كه : از پس او برو ، بديد او را از دور « 5 » و ايشان نه دانستند 12 - و حرام كرده بوديم بر او شيرها « 6 » از پيش ، گفت خواهرش : راه نمايم شما را بر خاندانى كه بپذيرند او را از شما ، و ايشان باشند او را [ نيكو دارنده ] ؟ « 7 » 13 - باز داديم او را سوى مادر او تا روشن شود چشمهاى او و نه تيمار دارد ، و تا بداند « 8 » كه وعده خداى عزّ و جلّ حق است ، و لكن
هامش
( 1 ) و تيمارى . ( آ . صو ) ( 2 ) آيسه زن فرعون . ( آ . صو ) ( 3 ) مكشيد او را زود باشد . ( صو . آ ) ( 4 ) نه دانند . و ببود . ( آ . صو ) ( 5 ) از گوشه‌اى . ( آ . صو ) ( 6 ) و حرام كرديم بر او شيرهاى كسان . ( آ ) ( 7 ) و ايشان او را نيكو دارند . ( آ . صو ) [ در متن كلمهء « ناصحون » و معنى آن از قلم افتاده . ] ( 8 ) تا بدانى . ( آ )