تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
لهو چيزى است كه هيچ غايت خيالى هم ندارد ، يعنى غايتى كه درك و احساس شود ندارد و گرنه جائز نيست كه كار شخصى فاعل مختار بدون غايت باشد . و تقدير آيه چنين است : بدانيد كه متاع زندگى دنيا ، يا حاصل زندگى دنيا لعب و لهو است .
[ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ]
و آرايش زنانه و تفاخر و خودستايى با يكديگر و حرص افزودن مال و فرزندان يعنى زندگى دنيا طلب زيادى و غلبه كردن در اموال و اولاد است . و براى قوّه‌ى عاقله هيچ يك از اين امور باقى نمىماند .
[ كَمَثَلِ غَيْثٍ ]
مانند بارانى است كه به موقع ببارد . اين جمله مفعول دوّم « اعلموا » است ، يا لفظ « انّما » و ما بعدش جاى در مفعول نشسته است ، يا اين جمله خبر مبتداى محذوف است .
[ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ]
گياه باران ، يعنى گياهى كه به سبب باران روييده است . و خداى تعالى فرمود : روييدن گياه كفّار را به شگفت و اعجاب واداشته ، چون كفّار از آن جهت كه به خدا كافرند به صورت گياه بيشتر شگفت زده مىشوند به خلاف غير كفّار كه آنها به منعم و انعام او خوشحال مىشوند .
[ ثُمَّ يَهِيجُ ]
سپس خشك مىشود ، از باب اينكه به غايت و آخر مىرسد يا به آفتى دچار مىگردد .
[ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً ]
سپس هيزم مىشود و لايق