تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١

ترجمه :

( 56 / 96 - 1 ) چون واقعه [ ى قيامت ] واقع شود . در وقع آن دروغى نيست . هم فرودارنده [ ى كافران ] است و هم فرادارنده [ ى مؤمنان ] . آنگاه كه زمين به جنبشى سخت جنبانده شود . و كوهها سخت خرد و ريز شوند . و غبارى پراكنده گردند . و شما گروههاى سه‌گانه‌اى باشيد . [ يكى ] اصحاب يمين ، و چه حال دارند اصحاب يمين . و [ ديگرى ] اصحاب شمال ، و چه حال دارند اصحاب شمال . و [ سومين ] سابقان كه پيشتازانند . اينانند كه مقرّب‌اند . در بهشتهاى پرنازونعمت . گروهى بسيار از پيشينيان . و اندكى از واپسينان . بر تختهاى گوهرنشان . رودرروى هم تكيه زده‌اند . جاودانه جوانان برگرد آنان مىگردند . همراه با كوزه‌ها و ابريقها و جامهايى از شراب خارى . كه [ بهشتيان ] از آن سر درد نگيرند و بدمست نشوند . و ميوه‌هايى از آنچه بر مىگزينند . و گوشت پرندگان از آنچه خوش دارند . و حوريان چشم درشت . كه همانندان مرواريد نهفته‌اند . به پاداش كارى كه كرده‌اند . در آنجا [ سخنان ] بيهوده و [ گزاف ] گناه‌آلود نشنوند . نشنوند مگر سخنى كه سلام است و سلام . و اصحاب يمين ، چه حال دارند اصحاب يمين . در جوار درختان سدر بىخار . و موزهاى تو بر تو . و سايه‌ى گسترده . و آبى ريزان . و ميوه‌ى بسيار . كه نه پايان‌پذير است و نه بازداشته . و دوشيزگان گرامى . ما ايشان را به ابداع آفريده‌ايم . و دوشيزه‌شان داشته‌ايم . همسر دوست و هم‌سن و سال . خاص اصحاب يمين . جماعتى بسيار از پيشينيان . و جماعتى بسيار از واپسينان . و اصحاب شمال ، چه حال دارند اصحاب شمال . در ميان آتشباد و آب جوشند . و سايه‌اى از دوده . كه نه خنك است و نه خوش . ايشان پيش از اين نازپرورده بودند . و بر گناه بزرگ مداومت مىكردند . و مىگفتند آيا چون مرديم و خاك و استخوانها [ ى پوسيده ] شديم ، آيا ما از نو برانگيخته [ و زنده ] خواهيم شد ؟ . و همچنين نياكان ما ؟ . بگو كه پيشينيان و واپسينان . براى موعد روزى معيّن گرد آيند . سپس شمايان اى گمراهان اهل انكار . خورندگان از درخت زقّوميد . و شكم‌انباران از آن . و بر آن آب جوش