تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
گفته شد :
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ
؟ فرمود : براى مردم در زمين ميوه است ، سؤال شد :
وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ
فرمود : ميوه خرما در بن خرما بزرگ مىشود و سپس از آن بيرون مىآيد . از قول خدا
وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ
سؤال شد ؟ فرمود : حبّ عبارت از گندم و جو و حبوبات است ، و « عصف » كاه و « ريحان » چيزى است كه از آن خورده مىشود . از امام صادق عليه السّلام در تفسير قول خداى تعالى :
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
را تكرار كرد ، تا نزد اقراركنندگان تقرير و نزد تكذيب‌كنندگان توبيخ و سرزنش باشد . لذا از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله وارد شده : آنگاه كه اين سوره بر مردم خوانده شد و ساكت شدند و چيزى نگفتند فرمود : جواب جنّ بهتر از شماست ، چون وقتى اين آيه را به آنان خواندم گفتند : پروردگارا ما هيچ يك از نعمت‌هاى پروردگارمان را تكذيب نمىكنيم .
[ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ ]
لفظ « صلصال » گل پاكيزه‌اى است كه با شن مخلوط باشد ، يا مقصود گل است مادامىكه پخته و سفال قرار داده نشده است .
[ كَالْفَخَّارِ ]
لفظ « فخّاره » به معناى « سبو » است كه جمع آن « فخّار » است ، يا به معناى سفال است . انسان را خدا از صلصال خشك گلى مانند گل كوزه گران بدين زيبايى آفريد .
[ وَ خَلَقَ الْجَانَّ ]
لفظ « جان » اسم جمع براى جنّ است ، يا او پدر جنّ مىباشد .