اينها از محسوسات كه مقياس اشياء ديگر قرار گيرند ميزان گفته مىشود ، شريعت هر نبىّ ميزان براى امّت او است ، چنانچه ولايت هر ولّى و جانشينى او نسبت به نبىّ ميزان پيروان و اتباع او در اعمالشان مىباشد .
و نفوس انسانى و عقول معاد ميزانهايى هستند براى اعضاء و قوا و اعمال و تميز و تشخيص اشيا بهوسيله اوصافشان ، و ميزان همهى اينها همان ولايت است با لحاظ وجه آن به سوى عالم كثرتها .
[ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ ]
هرگز در ميزان عدل « و احكام شرع من تعدّى » و نافرمانى نكنيد .
لفظ « ان » تفسيريّه ، و لفظ « لا » ناهيه است ، يا لفظ « ان » مصدريّه و لفظ « لا » ناهيد يا نافيه است .
در صورتى كه « لا » نافيه باشد بايد خبر در معنى نهى باشد تا عطف انشاء بر آن صحيح باشد و مقصود از طغيان در ميزان تجاوز از حدّ اعتدال به افراط است .
چنانچه قول خداى تعالى :
[ وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ ]
« 1 » ( يعنى هر چيزى را به ترازوى عدل و انصاف سنجيده ) .
و قول خداى تعالى :
[ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ ]
و هيچ در ميزان عدل كمفروشى و نادرستى نكنيد .
نهى از تفريط در ميزان است ، خداى تعالى از زيادى در وزن نهى نموده خواه به نفع وزنكننده باشد يا به ضرر او .
چنانچه از نقص و كم كردن وزن نيز نهى نموده خواه به نفع او
هامش
( 1 ) بر پا دار امام را به عدل . على بن ابراهيم قمى .