گياهى است كه داراى ساقه است ، يا مقصود از نجم ستارگان آسمان است ، و سجود آن دو عبارت از انقياد و تسليم آن دو نسبت به نفس تربيتكننده و رشد و نمودهندهى آنها است ، يا عبارت از سجده كردن جهت ملكوتى آن دو به خداى تعالى و تسبيح آن دو با زبان ملكوتى فصيح است .
يا مقصود از نجم و شجر قواى نفس انسانى است .
از قبيل قوّهى حسّاس و محرّك ، يعنى قوّهاى كه ايجاد حسّ و حركت مىكند ، كه آن قوا بر نفس سجده مىكنند ، آنها بر نفس سجدهى بر خداى تعالى است ، و تقدير در اينجا « يسجدان للّه » است .
[ وَ السَّماءَ ]
« 1 » آسمان عالم طبع و آسمان ارواح ، و آسمان روح انسان و آسمان ولايت .
[ رَفَعَها ]
آسمان را آنچنان بالا برد كه چشمان و ديد شما به آن آسمان بر آن استقرار يافته نمىرسد .
[ وَ وَضَعَ الْمِيزانَ
« 2 »
]
( آسمان را او كاخى رفيع گردانيد و ميزان « عدل و نظم » را در عالم وضع فرمود ) .
اين مطلب گذشت كه ميزان به آنچه كه داراى دو گفته است .
يعنى ترازو اختصاص ندارد ، بلكه هر چيزى كه قابل وزن كردن باشد و چيز ديگرى با آن مقايسه شود ميزان آن چيز بشمار مىرود .
بنابراين به ترازو و قپان و كيل و متر و ريسمان بنّاها و به غير
هامش
( 1 ) سماء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است . تفسير على بن ابراهيم قمى
( 2 ) ميزان امير المؤمنين صلوات اللّه عليه است . تفسير نور الثقلين ج 5 ص 188 .