و لفظ « فتدلّى » « فتدانى » خوانده شده است .
و از امام كاظم عليه السّلام درباره آيه :
دَنا فَتَدَلَّى
سؤال شد ؟ فرمود :
اين لفظ لغتى است در قريش كه هرگاه كسى از آنان مىخواست بگويد :
شنيدم ، مىگفت : « تدلّيت » و تدلّى يعنى فهميدن .
[ فَكانَ ]
امتداد دو مسافت بين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و جبرئيل .
[ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ]
بدان نزديكى كه به اندازهى دو كمان يا كمتر ، يعنى بلكه كمتر .
و « قاب قوس » بين قبضهى ، گوشه و سر كمان است و هر قوس داراى دو قاب است و لذا گفته شده : در اين جمله قلب شده و اصل آن « قابى قوس » بوده ، ولى مطلب مبنى بر قلب نيست ، چون مقصود اين نيست كه فاصلهى بين آن دو به مقدار دو قاب يك كمان بود ، بلكه مقصود اين است كه فاصلهى بين آن دو مقدار يك قاب از كمان است اگر كمان تا شود و صورت دايره به خود گيرد ، نه وقتى كه مستقيم باشد ، زيرا قوس قطعهاى از دايره به خود گيرد ، نه وقتى كه مستقيم باشد ، زيرا قوس قطعهاى از دايره است ، و هر كمان آنگاه كه دولا مىشود داراى دو قوس مىگردد كه بين قبضهى آن و سر هر طرف پديد مىآيد .
از امام صادق عليه السّلام سؤال شد : چند مرتبه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به معراج برده شد ؟ فرمود : دو بار ، در يك جايى جبرئيل او را نگه داشت ، و عرض كرد : يا محمّد صلّى اللّه عليه و آله در همانجا توقّف كن ، تو در جايى ايستادى كه هيچ ملايكه و پيامبرى هرگز در آنجا نايستاده است ، به درستى كه پروردگار تو نماز مىخواند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود ، يا جبرئيل چگونه نماز مىخواند ؟ عرض كرد : مىگويد : « سبّوح قدّوس من پروردگار ملايكه و روح هستم ، رحمت من بر غضبم پيشى گرفته » پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله