موضوع وحى را به صورت مبهم گذاشت تا تفخيم و بزرگ شمردن آن مورد توجّه قرار گيرد و در آخر سورهى بقره گذشت كه در جملهى چيزهايى كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى شد اين آيه بود :
لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ
و اين آيه بر تمام انبيا از زمان آدم عليه السّلام عرضه شده تا آنكه خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را مبعوث نموده ، آيه را بر امّتها عرضه كرد به جهت سنگينى آن از پذيرفتن آن خوددارى كردند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را قبول كرد و بر امّتش عرضه نمود و آن را قبول كردند .
و در آخر سورهى بقره بيان اين آيه گذشت و نيز گفتيم كه اين آيه منافات ندارد با آنچه كه وارد شده مبنى بر اينكه خداوند بندگان را بر خطورات ذهنى ، وسوسهها ، عزم و ارادهى گناهان مؤاخذه نمىكند .
[ ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ]
آنچه ديد ( در عالم غيب ) دلش هم حقيقت يافت كذب و خيال نپنداشت .
لفظ « كذب » با تخفيف ذال و تشديد آن خوانده شده است . فؤاد و قلب محمّد صلّى اللّه عليه و آله و اضافه به محمّد صلّى اللّه عليه و آله نكرد تا موهم اين باشد كه دلى غير از دل محمّد وجود ندارد ، و اينكه مطلق منصرف به او مىباشد .
در بعضى از اخبار آمده : محمّد صلّى اللّه عليه و آله پروردگارش را با دلش ديد نه با چشمش .
و در بعضى از اخبار دارد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آيات بزرگ پروردگارش و آيات خدا و نشانههاى الهى را ديد ، نه خدا را .
يا خلافت على عليه السّلام را ديد ، على عليه السّلام بزرگترين آيات و نشانههاى خدا است ، يا جبرئيل در صورت اصلىاش ديد ، كه كسى اين چنين او را