[ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ]
اين نطق يا قرآن ، يا امر ولايت جز وحى چيزى نيست يعنى او از انانيّتش خارج شده ، و انانيّت او انانيّت خدا گشته ، بنابراين هيچ فعل يا قول يا اخلاق از او نيست جز با وحى از جانب خدا و انانيّت خدا .
[ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى ]
او را جبرئيل همان فرشته بسيار توانا علم آموخته است .
لفظ « القوى » جمع قوت در مقابل ضعف است ، و چون قوّت جبرئيل در همهى آن چيزهايى است كه دارد از انواع ادراكات و تصرّفات لذا لفظ « القوى » به صورت جمع آورد .
[ ذُو مِرَّةٍ ]
داراى متانت در عقل و ثبات در امرش مىباشد ، كه صاحب متانت در عقل صاحب ثبات در امر نيز مىشود و لذا وارد شده است كه : هيچ نبىّ مبعوث نشد مگر آنكه داراى عقل و ثبات رأى و مزاج معتدل بوده است .
[ فَاسْتَوى ]
بر صورت حقيقى كه خداوند او را بر آن صورت خلق كرده استوار گشت و ظاهر شد .
بعضى گفتهاند ، هيچ يك از پيامبران جبرئيل را در صورت اصلى نديدهاند جز نبىّ ما محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، كه او دو بار جبرئيل را بر صورت حقيقى خويش ديد ، يك مرتبه در آسمان ، و يك مرتبه در زمين .
بعضى گفتهاند : جبرئيل بر جميع آنچه كه در زمين است ، يا بر جميع آنچه كه خداوند به آن امر كرده استيلا پيدا كرد .
بعضى گفتهاند ، معناى آيه اين است كه محمّد در كارش استقامت پيدا كرد و متمكّن شد و بنا بر هر تفسير لفظ « فاء » درست و بهجاست .