به زير دستانشان و ديگران محسن و نيكوكار بودند .
[ كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ ]
و از شب اندكى را خواب مىكردند .
اين جمله بدل از قول خدا :
كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُحْسِنِينَ
مىباشد به صورت بدل تفصيل از اجمال .
از امام صادق عليه السّلام آمده است : آن مؤمنان كم اتّفاق مىافتاد كه شب بلند نشوند .
از امام باقر عليه السّلام آمده است : آنان كسانى بودند كه مىخوابيدند ، هر موقع هر كدام از آنان از اين طرف به آن طرف مىشد ، مىگفت :
الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر !
[ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ]
و در سحرها از خدا آمرزش خواهى مىكنند ، بدان كه انسان صغير مانند انسان كبير است ، كه در وجود آن شب و روز و خورشيد و ماه است ، شب او مراتب طبع و نفس حيوانى اوست ، روز مراتب ملكوتش ، خورشيد او عقلش و ماه او نفسش مىباشد كه از نور عقل روشنايى مىگيرد ، مادام كه انسان از خانهى طبع و نفسش خارج نشود ممكن نيست بديهاى او بخشيده گردد اگرچه در هر روز هزار بار استغفار كند .
و آنگاه كه از حدود نفس حيوانىاش خارج شد و به حدود قلبش و عقلش نزديك شد - كه آن در عالم صغير به منزلهى سحرها در عالم كبير است - با زبان حال از پروردگارش درخواست مىكند تا بديها و گناهانش را بيامرزد و ببخشد ، خداوند اجابت مىكند و مىبخشد خواه با زبان قال هم سؤال و درخواست بكند يا نكند .