تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
خويش خارج شود ، چنانچه گفته شده : « چو تو بيرون شوى او اندر آيد » و در آخر سوره‌ى بقره و در سوره‌ى توبه بيان سكينه و آرامش گذشت .
[ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً ]
مقصود فتح خيبر است .
[ وَ مَغانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَها ]
مقصود غنيمت‌هاى خيبر است .
[ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً ]
كسى بر اراده‌ى خدا غالب نمىشود .
[ حَكِيماً ]
به جاى نمىآورد آنچه را كه به جاى مىآورد و وعده نمىدهد آنچه را كه وعده مىدهد جز از روى حكمت و غايت متقن .
[ وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَها ]
مقصود غنيمت‌هايى است كه تا روز قيامت به دست مؤمنين مىافتد ، يا منظور غنيمت‌هاى مكّه و هوازن است .
[ فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ ]
دست قريش يا دستهاى اعراب و غير آنان را با نيروى اسلام از شما باز داشت . يا مقصود دست اهل خيبر و هم‌پيمانان آنانست .
[ عَنْكُمْ ]
در مجمع از طريق عامّه ذكر شده كه وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از حديبيّه به مدينه آمد ، بيست روز در آنجا ماند ، سپس از آنجا به قصد جنگ خيبر خارج شد و آنان را محاصره كرد تا به تنگى و قحطى شديد بيافتند ، سپس خداى تعالى خيبر را به دست آنان گشود . داستان از اين قرار بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرچم را به عمر بن خطّاب داد و آنان كه بايد با او حركت مىكردند حركت كردند تا در مقابل اهل خيبر قرار گرفتند ، ( چون دفاع دليرانه آنان را ديدند ) عمر و اصحابش فرار كردند و پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برگشتند : هر يك از عمر و اصحابش همديگر را متّهم به ترس مىكردند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 311 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى