گرداند و خداوند گواهى را بس .
محمد پيامبر الهى است و كسانى كه با او هستند بر كافران سختگير [ و ] با خودشان مهربانند ، آنان را راكع و ساجد بينى كه در طلب بخشش و خشنودى خداوندند ؛ نشانهى آنان در چهرههايشان از اثر سجود [ آشكار ] است ؛ و اين است توصيف آنان در تورات ؛ و توصيف آنان در انجيل هست ، همانند نهالى كه جوانهاش را بر آورد و آن را نيرومند سازد و ستبر گردد و بر ساقههايش بايستد ، [ و ] كشاورزان را شاد و شگفت زده سازد ، تا از [ ديدن ] ايشان كافران را به خشم آورد ؛ خداوند به كسانى از ايشان كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند ، آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است .
تفسير
[ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ ]
به تحقيق و البتّه خدا از مؤمنان خشنود گشته است .
بدان كه رضاى خدا از عبد نيست مگر در وقتى كه رضاى عبد از خدا باشد و آيا رضايت عبد مقدّم است يا رضايت خدا ؟ اخبار و كلمات نيكان در اين مورد مختلف است .
و شايد اهل شهود از ابرار در اين مورد به تحقيق نرسيدند و لذا بعضى در اين مطلب و امثال آن اظهار تحيّر و سرگردانى كردند .
و تحقيق در اين مطلب اين است كه اين مسئله دورى است ، بدين معنى كه ذكر خدا يا توبهى رضاى او بر حسب مرتبهاى از آن مقدّم است بر آنچه كه براى عبد است بر حسب مرتبهاى از آن و آنچه كه براى عبد است مقدّم است بر آنچه كه براى خداست بر حسب مرتبهى ديگرى .
بلكه تحقيق اين است كه آنچه كه براى عبد است عين آن چيزى است كه براى خداست ، ليكن نسبت آن چيز به خدا در واقع مقدّم است بر