مضارع آورد تا اشاره به تكرّر فعل باشد .
چه بيعتكنندگان در آن روز بسيار بودند و سبب رضاى خداى تعالى از آنان در آن بيعت اين است كه وقتى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مخالفت كردند ، با قريش وارد جنگ شدند و شكست سختى خوردند پشيمان شدند كه چرا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تخلّف نمودند و توبه كردند ، از آن حضرت خواستار بخشش شدند و از صميم قلب با او بيعت كردند و در حين آن بيعت اصلا هيچ انانيّتى نداشتند و لذا مستحقّ نزول سكينه و آرامش شدند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن بيعت شرط كرد كه با او مخالفت نكرده و گفتار و دستور او سرپيچى نكنند و كارى را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انجام دهد انكار نكنند .
زيرا آن اصحاب پس از آنكه شكست خوردند و حضرت به سوى مدينه حركت كرد و به تنعيم بازگشت و به زير درخت فرود آمد ، به خدمت او رسيدند و اظهار ندامت و پشيمانى كردند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آنان عهد و پيمان گرفت و نخستين كسى كه در آن هنگام با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيعت كرد على عليه السّلام بود ، سپس حضرت بين هر دو نفر از آنان عقد اخوّت و برادرى بست ، بين خودش و على عليه السّلام نيز عقد برادرى بست .
[ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ ]
خداوند به آنچه كه در قلوب و دلهاى آنان بود از صدق و توبه و انابه عالم و آگاه بود و به همين جهت از آنان راضى شد .
[ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ ]
پس سكينه و آرامش بر آنان نازل نمود ، چون آنها از انانيّت خويش بيرون آمدند و سكينه صورت ملكوتى است كه در خانهى قلب عبد داخل مىشود در صورتى كه عبد از انانيّت