نسبت آن به عبد .
و لكن اعتبار آن نسبت بر حسب حال ناظر مختلف است ، بدين گونه كسى كه نظرش به خدا مقدّم بر نظر او بر خودش باشد نسبت آن به خداى تعالى مقدّم بر نسبت آن به عبد مىشود .
چنانچه از علىّ عليه السّلام وارد شده : من چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را قبل از آن ديدم .
و اگر نظر شخص بر خودش مقدّم بر نظر او به خدا باشد نسبت آن به عبد مقدّم مىشود و اگر نظر كسى به هر دو به طور مساوى باشد در تقديم و تأخير متحيّر مىشود .
و به اين دو نظر در خبر اشاره شده ، آنجا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
من چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را بعد از آن ديدم و نيز فرمود : من چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را در آن چيز ديدم .
و امّا اشخاصى مانند معتزله كه نسبت افعال و صفات جز به بندگان نمىبينند ما سخنى با آنان نداريم .
شايد قول خداى تعالى :
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
خطاب به اينان باشد كه شامل بيشترينهى بندگان مىشود .
و قول خداى تعالى :
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
خطاب با گروه اوّل است .
يا تنبيه و آگاه كردن همه است به اين مطلب كه نسبت اوصاف به خدا مقدّم بر نسبت اوصاف به بندگان است .
[ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ ]
لفظ « إذ » آورد كه مخصص ماضى است ، چون نزول آيه بعد از وقوع قضيّه است ، بعد از لفظ « إذ » فعل