پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جهت تعظيم قربانىها فرمود : خدا رحمت كند حلقكنندگان را و گروهى كه قربانى و شتر نحر نكرده بودند گفتند : يا رسول اللّه خدا تقصيركنندگان را نيز رحمت كند .
چون كسى كه قربانى نكشد حلق بر او واجب نيست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى دوّمين بار فرمود : خدا رحمت كند حلقكنندگانى را كه قربانى نكشتند .
باز اصحاب گفتند : يا رسول اللّه خدا رحمت كند تقصيركنندگان را پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خدا رحمت كند تقصيركنندگان را .
پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به طرف مدينه حركت كرد و به تنعيم كه رسيد و در زير درخت فرود آمد ، اصحاب كه صلح را انكار كرده بودند آمدند و عذر خواهى كردند و اظهار ندامت نمودند و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه براى آنان استغفار نمايد كه آيهى رضوان نازل شد .
بدان كه خلاف اقوال و اخبار در بيان اين فتح و تعليل آن به بخشيده شدن گناهان گذشته و آينده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از نزول اين آيه و اين سوره مبنى بر اينكه « بر من آيه نازل شده كه محبوبتر از دنيا و آنچه كه در دنياست و تعقيب غفران او به اتمام و كامل كردن نعمت و هدايت ، نصر ، نزول سكينه و آرامش همه و همه دلالت مىكند بر اينكه مقصود از اين فتح ، فتح مكّه يا فتح خيبر يا فتح ساير شهرها نيست ، بلكه مقصود فتح و پيروزى است كه اصل همهى فتوحات است ، آن عبارت از فتح در ارواح به جبروت ، بلكه به لاهوت است .
هامش
كه « شاورهن و خالفهنّ » ( يعنى از زنان مشورت كنيد ولى مخالف آن را انجام دهيد ) باطل است