يا خداوند سبب تقوايشان را به آنان داد از قبيل علم و ذكاوت .
[ فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً ]
آيا منتظرتان ساعتى هستند كه ناگاه بر ايشان پيش آيد ؟
لفظ « أن تأتيهم » بدل از « الساعة » است به صورت بدل اشتمال ، يا لام در تقدير است و تعليل انتظار آنانست .
[ فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها ]
لفظ « أشراط » جمع « شرط » با حركت است و به معناى علامت مىباشد ، چه از علامات قيامت در عالم كبير مبعوث شدن محمّد صلّى اللّه عليه و آله و انشقاق قمر و نزول آخرين كتاب آسمانى است .
و در عالم صغير اوّلين علامت نزول عقل از عالم علوى است ، سپس تغييراتى است كه در آن محقّق مىشود ، سپس امراضى است كه بر او وارد مىشود ، غير اينها از چيزهايى كه دلالت بر زوال و از بين رفتن آن مىكند .
لفظ « أن تأتيهم » با كسرهى « إن » و جزم « تأتهم » خوانده شده و لفظ « فقد جاء أشراطها » جواب آن مىباشد ، يعنى اگر قيامت ناگهان برسد تعجّبى در آن نيست ، چون علاماتش آمده است .
ممكن است جواب شرط قول خداى تعالى
[ فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ]
باشد .
[ ذِكْراهُمْ ]
ياد آورى آنان آنگاه كه قيامت برسد نفعى ندارد و ممكن است فاعل « جاءتهم » لفظ « ذكراهم » باشد .
از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله آمده است : از علامات ساعت اين است كه علم برداشته شود و جهل و نادانى ظاهر گردد ، خمر خورده شود ، زنا آشكار گردد ، مردان كم و اندك شوند و زنان بيشتر شوند تا آنجا كه در بين پنجاه زن يك مرد باشد .