[ لَوْ كانَ ]
اگر رسول يا قرآن يا اين امر از رسالت يا ولايت خوب بود مسلمانان بر ما در اين كار سبقت نمىگرفتند .
[ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ ]
و علّت اين گفتار آنان اين بود كه نظرشان به دنيا بود و تنها چيزى را خير ( كار خوب ) مىديدند كه محسوس باشد و در انظار حتى خير باشد ، مؤمنين در نظرشان از اراذل و اشخاص پست بودند ، مؤمنين را از خودشان بدتر مىدانستند ، امر آخرت را بر امر دنيا قياس مىكردند و چنين نتيجه مىگرفتند كه اگر قبول رسالت و ولايت كار خوبى بود ما كه سزاوارتر و از مؤمنين بهتر بوديم .
[ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى ]
اين جملهى اخير جملهى حاليّه و در مقام ردّ بر كفّار است ، يعنى مىگويند : اين سخنان دروغ است و قبلا نيز مانند آن گفته شده است ، درحالىكه قبل از آن كتاب موسى است كه آنها به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اعتراف دارند و اين خود شاهد بر صدق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است .
[ إِماماً ]
در حالى كه آن كتاب موسى بر همهى امّت موسى بلكه بر همهى مردم امام و پيشواست .
[ وَ رَحْمَةً ]
و سبب رحمت است .
[ وَ هذا كِتابٌ ]
و اين قرآن مخالف و منافى كتاب موسى نيست تا به كتاب موسى اقرار كرده و قرآن را منكر شوند .
[ مُصَدِّقٌ ]
و اين قرآن تصديقكنندهى كتاب موسى عليه السّلام است .
[ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ ]
امّا به زبان عربى ، ستمكاران را بيم و نيكوكاران را بشارت كه اين انذار و آن بشارت دليل صدق قرآن است .