فرمود :
هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ
به امام عليه السّلام عرض شد : ما آيه را اينچنين نمىخوانيم ، فرمود : به خدا سوگند اين آيه را جبرئيل اينچنين بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله نازل كرده است ، ليكن اين آيه از جاهايى است كه در آن تحريف واقع شده است .
و شايد امام عليه السّلام « ينطق » را به صورت مجهول خوانده است .
و نيز از امام عليه السّلام درباره
« ن وَ الْقَلَمِ »
سؤال شد فرمود : خداى تعالى قلم را از درختى در بهشت كه به آن « خله » گفته مىشود آفريد ، سپس به نهرى در بهشت فرمود : مداد شود ، آن نهر منجمد شد ، آن نهر از يخ سفيدتر و از عسل شيرينتر بود ، سپس به قلم فرمود : بنويس ، قلم گفت : پروردگارا چه بنويسم ؟
فرمود : آنچه را كه بوده و آنچه را كه تا روز قيامت خواهد شد ، پس قلم در ورقهاى سفيدتر از نقره و صافتر از ياقوت نوشت ، سپس آن را تا كرد و در ركن عرش گذاشت ، سپس بر دهان قلم مهر نهاد ، پس ديگر حرف نزد ، تا آخر حرف نخواهد زد ، پس آن كتاب مكنون است كه نسخهها از آنست ، آيا شما عرب نيستيد ؟
پس چگونه معناى كلام را نمىفهميد ؟ ! يكى از شما وقتى به ديگرى مىگويد : اين كتاب را استنساخ كن ( يعنى نسخهبردارى كن ) آيا اين چنين نيست كه او از كتاب ديگرى كه اصل است نسخهبردارى مىكند و اين است معناى قول خداى تعالى :
إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
.