مقصود جهت بالاى نفس و مرتبهى عالى آن است كه اگر انسان به آنجا برسد به خدا نزديك مىشود در صورتى كه بر جانب راست آن باشد .
در تفسير
[ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَعِيمٍ ]
البتّه پرهيزكاران يعنى آنان كه از تكذيب خدا و رسولش در ولايت علىّ عليه السّلام پرهيز كردند ، بدين گونه كه به او اقرار نمودند ، و با او با بيعت خاصّ ولوى بيعت كردند .
كه در بهشتهاى پرنازونعمتند .
النّجم
مفسّر بزرگوار قدّس سرّه در تفسير
[ وَ النَّجْمِ ]
ضمن تفسير مرقوم فرمودهاند : از ابن عبّاس آمده است كه گفت : ما يك شب عشا آخر را با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوانديم ، وقتى سلام كرد روى به سوى ما نمود و فرمود : ستارهاى از آسمان با طلوع فجر به زودى جدا مىشود و در خانهى يكى از شما مىافتد ، پس آن ستاره در خانهى هر كس افتاد ، او وصىّ و خليفهى من و امام بعد از من است ، وقتى فجر نزديك شد هر يك از ما در خانهاش نشست و منتظر بود ستاره در خانه او سقوط كند ، طمعكارترين قوم در اين مورد ابى العبّاس بود ، وقتى فجر طلوع كرد ستاره از هوا جدا شد و در خانهى علىّ بن ابى طالب سقوط كرد .
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : يا علىّ سوگند به كسى كه مرا به نبوّت مبعوث نمود وصى بودن و خلافت و امامت بعد از من بر تو واجب شد .
پس منافقين ( عبد اللّه بن أبى و اصحابش ) گفتند : محمّد در محبّت به پسر عمويش گمراه شد و در اين ساعت جز با هوا و هوس سخن نمىگويد ، پس خداى تعالى اين آيه را نازل نمود . . . تا آخر حديث « 1 » .
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين ج 5 ص 145 .