[ بَلْ مَتَّعْتُ ]
باقى ماندن مشركين بر روش باطل خود از آن جهت نيست كه بر تقليد از پدرانشان اعتماد دارند و به آن تمسّك مىكنند بلكه اينان و پدرانشان را تمتّعات و لذّتهاى حيوانى اين چنين كرده است .
[ هؤُلاءِ ]
مقصود قريش است .
[ وَ آباءَهُمْ ]
اينان و پدرانشان در لذّتهاى حيوانى فرورفته و غرق شدند ، بدون آنكه كسى آنان را از بلاها و مصائب بر حذر دارد و بترساند و بدون آنكه پيامبرانى به آنان هشدار دهد و در نتيجه آنها با آن لذّتها آرامش پيدا كردند و به آن اطمينان يافته و خاطر جمع شدند .
[ حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ ]
تا آنكه ولايت به سراغ آنها آمد .
[ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ ]
و رسول واضح و آشكارى براى آنها فرستاده شده كه رسالتش و راستى آن آشكار بود .
و ممكن است منظور اين باشد كه رسالتش را ظاهر و آشكار مىكند .
[ قالُوا هذا ]
مشركين گفتند : اين كتابى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ادّعا مىكند كه آن كتاب آسمانى و الهى است سحر و جادو است ، يا اين رسالتى كه او ادّعا مىكند از جانب خدا است ، يا اين كارهاى خارقالعادهاى كه از او ظاهر مىشود سحر و جادو است و ما نسبت به اين امور كافر هستيم .
[ وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ]
منظور از قريتين مكّه و طائف است اين سخن از آن است كه