تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
هستند باشد .
[ فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ ]
با انواع نقمت‌ها و عذاب‌ها كه بعضى از آنان را براى تو ذكر كرديم پس از آنان انتقام گرفتيم .
[ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ ]
اين جمله عطف به اعتبار معناست ، گويا كه گفته است : ياد آورى كن يا به ياد آور هنگامى را كه مشركين از بندگان خدا براى خدا جزء و شريك قرار دادند ، براى او دخترانى قرار دادند . اين مطلب را به ياد مردم بياور تا متنبّه زشتى و قبح آن باشند و به ياد آور هنگامى را كه مشركين گفتند :
لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ
و زشتى اين گفتار را بر آنان ظاهر ساز تا متنبّه شوند ، به ياد آر هنگامى را كه در هر قريه‌اى نذير و ترساننده‌اى فرستاديم و او را تكذيب كردند و ما آنان را هلاك نموديم ، تا تو هم از تكذيب قوم خود تسلّى پيدا كنى و به ياد آور هنگامى را كه گفتند ما پدرانمان را بر روش و دينى يافته‌ايم و از همان روش پيروى مىكنيم ، زشتى اين گفتار را بر آنان ظاهر ساز و به ياد آور هنگامى را كه ابراهيم گفت :
[ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي ]
ابراهيم عليه السّلام به پدر و قومش گفت : من از آنچه كه شما مىپرستيد بيزارم مگر به خدايى كه مرا آفريده و بر فطرت توحيد سرشته است ، تا اين مطلب و اين سخن نمونه‌اى براى قوم تو باشد كه از تقليد كردن از كسى كه تقليدش جائز نيست بيزار باشند و نيز سرمشقى براى تقليد باشد اگر قصد تقليد داشته باشند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 111 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى