تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
اوست و به اين نحو وجود ، نشانى جز بىنيازى ندارد ، غنا و بىنيازى از خداى تعالى فراتر نمىرود مگر به نسبت خود حقّ تعالى ، بدين معنا كه بىنيازى جز او نيست ، زيرا اگر صفت كمال يافت شود كه براى خداى تعالى نباشد حتى جز به آن صفت و فاقد آن صفت است ، در اين صورت به طور مطلق غنى و بىنياز نمىشود . در تفسير آيه شريفه
إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً . . .
مرقوم داشته‌اند بدان كه خداى تعالى غايت خلق عالم را بنىآدم و غايت خلق بنىآدم را ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام قرار داده ، خواه ولايت در هيكل و صورت نبوّت ظاهر شود ، خواه در صورت رسالت يا خلافت و مقصود از « نذير » جز ، رسول يا نبىّ يا خليفه او نيست . در تفسير
كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ . . .
مرقوم داشته‌اند بدان كه انسان داراى مراتبى است و هر مرتبه‌اى داراى خوف ، رجا و نوعى از علم است كه مغاير با مرتبه ديگر است . بعد از مراتب انسان در مورد نفس امّاره ، نفس لوّامه ، نفس مطمئنّه را كه در اين مرتبه ادراكات او علوم ، ذوق و وجدان مىشود و خوف او در اين مرتبه از خدا ، از خشم و فراق اوست . و اين خوف خشيت ناميده مىشود ، چه خشيت عبارت از حالتى است كه از امتزاج احساس مهر ، لطف ، خوف و محبّت حاصل مىشود مادام كه انسان به اين مقام نرسيده است هيچ محبّتى نسبت به خدا پيدا نمىكند و در نتيجه خشيت نيز براى او حاصل نمىشود و خوفش خوف صرف است ، كه اگر خوفى هم وجود داشته باشد ناشى از قهر خداست . چهارمين مرتبه ، مرتبه قلب اوست كه در اين مرتبه ادراكات او شهود ، ذوق و وجدان مىشود و خوف او هيبت است كه مشاهده‌كننده خدا را جز محيط خود نمىبيند و نشان محاط جز هيبت و ترس از محيط نيست . و پس از آن نوبت سطوت و سحق و محق مىرسد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 8 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى