نشان خواهيم داد كه دلالت بر مبدأ دانا و توانا و حكيم و رئوف و مهربان مىكند ، يا دلالت بر صدق رسول ما صلّى اللّه عليه و آله و رسالت او ، يا بر ولىّ و ولايت او مىكند ، اين آيات يا آيات آفاقى است از قبيل نشانهها و آيتهاى گذشته و جبران آنچه كه از آنها فوت شده و به آن آيات نرسيدهاند و مترتّب شدن فوائد بسيار بر بلاهايى كه در آفاق وارد مىشوند .
و يا آيات انفسى است كه در خود آنها است از قبيل آنچه كه سابقا ذكر شد و آنچه كه در خواب يا در بيدارى مىبينند مانند تبدّلات و تغييرات حالات آنها و از بسط و قبضهايى كه در آنها واقع مىشود و مانند علوم و ترس و بشارتهايى كه در دلهاى آنان القا مىشود تا بر آنها روشن شود كه خدا و رسول يا على عليه السّلام حقّ است .
و گويا در مورد مسلمانى كه دربارهى ولايت توقّف كرده گفته مىشود : حقّ بودن ولايت چه موقع بر آنها ظاهر و روشن مىشود ؟ پس خداى تعالى فرمود : وقتى كه آيات انفسى و آفاقى خود را بر آنها نشان دهيم . تا روشن شود كه خداى تعالى همان حقّ مضاف است كه آن علىّ عليه السّلام است ، در مورد مؤمن كه با بيعت خاصّ بيعت كرده و نسبت به مقام حضور توقف نموده آيات آفاقى و انفسى خود را به او نشان مىدهيم تا با ظهور ولىّ امر در سينهاش ، ظاهر شود او حقّ است ، نسبت به كسى كه داراى مقام حضور نزد پروردگارش مىباشد قول خداى تعالى است كه مىفرمايد :
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٥٢٢