أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ
و چون اين معنى مخصوص كسى است كه داراى مقام حضور باشد خطاب را به صورت عموم يا مخصوص محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورد .
أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
خدا بر هر چيزى شاهد و حاضر است ، آوردن لفظ « على » براى اشاره به اين است كه خداوند بر همه چيز احاطه دارد ، لذا فرمود :
أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
چون خداى تعالى بر حسب وجود ذاتش بىنهايت است ، داراى حدّى نيست كه وجود او را محدود كند ، داراى نهايتى نيست كه به آنجا منتهى شود .
پس بايد هيچ چيز از حيطهى وجود او خارج نشود ، كه اگر ذرّهاى از وجود او خارج شود محدود به آن مىگردد ، هر كس خدا را محدود كند او را به عدد و شمارش درآورده است ، هر كس چنين كند او را دو كرده است و هر كس او را دو كند او را جزء جزء نموده است ، هر كس او را جزء جزء كند او را نشناخته است و در برهان بر اين مطلب چه خوب گفته شده :
اى خداى بىنهايت جز تو كيست * چون توئى بىحدّ و غايت جز تو كيست
هيچ چيز از بىنهايت بىشكى * چون برون نامد كجا ماند يكى
و احاطهى خداى تعالى بر اشيا مانند احاطهى ظرف نسبت به